سيد علي اكبر قرشي
246
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
ابن ابى الحديد آن را با روايات اثبات كرده است . محبّ محل حبّ ، جمع آن محّاب است چنان كه فرموده : « و انهى اليكم ( على لسانه ) محابهّ من الاعمال و مكارهه » خ 86 ، 117 ، خدا بر زبان آنحضرت تا آخر رسانده محلهاى دوست داشتن از اعمال صالحه و مكروههايش را . حبه : دانه و آن فقط شش بار در « نهج » آمده است در رابطه با فتنهء بنى اميه فرموده : « و تستخلص المؤمن من بينكم استخلاص الطير الحبة البطينة من بين هزيل الحبّ » خ 108 ، 157 و مى گيرد آن فتنه مؤمن را از ميان شما مانند گرفتن پرنده دانهء بزرگ را از ميان دانهء لاغر و كوچك ( چنان كه هجر بن عدى ها و ديگران را گرفت ) . و نيز دربارهء مورچه فرموده است : « تنقل الحبّة الى جحرها » خ 185 . حبر : ( بر وزن شرف ) شادى و سرور . فعل آن از علم بعلم است : « حبر الرجل حبرا و حبورا : سرّ » و بر وزن علم : زينت دادن « حبره حبرا : زيّنة » از اين ماده سه مورد در « نهج » آمده است در رابطه با دنيا فرموده : « فانى احذركم الدنيا فانها . . . تحلّت بالامال و تزنيّت بالغرور لا تدوم حبرتها و لا تؤمن فجعتها » خ 111 ، 164 ، و دنيا با آرزوها زينت شده و با فريفتن مزيّن گشته است ، سرورش دائمى نيست و از پشامد ناگهانيش در امان نمى شود ، و در ذيل همان كلام فرموده : « لم يكن امرء منها فى حبرة الّا اعقبته بعدها عبرة ، « عبره » با فتح ، اشك چشم است . تحبير زينت دادن ، آنحضرت به معاويه مى نويسد : « فقد اتتنى منك موعظة موصلة و رسالة محبرة نمّقتها بظلالك . . . » نامهء 7 ، 367 از تو به من موعظهاى آمد كه مطالب مختلف و متباين در آن به هم وصل شده بود و نامهء مزيّنى كه با گمراهى خودت آن را زينت داده بودى . حبس : بازداشتن ، ضدّ رها كردن ، « حبسه عنه : منعه عنه ، حبسه : ضبطه » ز اين ماده هشت مورد در « نهج » آمده است ، در رابطه با طلحه و زبير كه عائشه را به بصره بردند فرمود : « فحبسا نسائهما فى بيوتهما و أبرزا حبيس رسول اللّه - ص - لهما و لغير هما » ج 172 ، 247 ، زنان خويش را در خانههايشان نگاه داشتند و زن رسول خدا صلّى الله عليه و آله را بر خود و